close
تبلیغات در اینترنت
چند خبر

چند خبر

سلام

خوبید؟ من که خوبم.

اوضاع احوالتون چطوره؟ از من که افتضاح، به دنبال راهی برای خلاصی از این شلوغی!

نمایشگاه کتاب رفتید؟ من نرفتم، یعنی امروز تهران بودم اما نه برای گردش ولی خیلی دلم می خواست برم که باز مثل همیشه قسمت نشد. فکر کنم تقریبا یک ماه میشه پست ندادم و پست قبل از اونشم که قبلا آماده کرده بودم. راستی از اینجا جا داره از همه دوستان بار دیگه به خاطر ابراز همدردی تشکر کنم، دیگه تعداد زیاد بود و منم چند بار تشکر کرده بودم. مدتی نبودم، خب اینم به این دلیل بود که دسترسی نداشتم هم اینترنتی و هم سیستم-  و البته اگرم بوده(که بوده-موبایل-) وقتی نبود. چقدر بود و نبود شد. راستی قبل از اینک حرفی بزنم، در مورد ایمیل ها بگم که خیلی وقته میلم رو چک نکردم. برای همین کلی ایمیل پاسخ داده نشده وجود داره و کلی کار رو دستم باد کرده از دوستان هم کسانی که داستان دادن بخونم و هم کاور که همین جا باید عذر خواهی کنم، امیدوارم دوستان تصور نکنن که اهمیتی برای پاسخ به خواسته هاشون ندادم. همینطور آف های مسنجر و داخل وبلاگ، اگر بتونم این هفته به همه جواب می دم. در هر صورت من جدیدا کاملا بدقول شدم و دارم به این رویه عادت می کنم!!!! حالا هم تقریبا دست خالی اومدم. منتهی چند تا خبر بدم که خالی از لطف نیستند.

اولین خبر:

بعد از مدت ها تصمیم گرفتم کاور داستان جدید و اسمش رو رونمایی کنیم - البته اسمش رو قبلا گفتم-، این کاور تقریبا کامل هست. منتهی خیلی وقته فرصت نکردم تکمیلش کنم، اما برای بحث و نظر خوبه می خوام ببینم واکنش بچه ها چطوری خواهد بود و همینطور نظراتشون رو بدونم. البته در این مورد در انجمن بحث کنید. اینم لینکش.

 همانطور که می دونید مدتیه دارم می نویسم، البته نه در دو ماه گذشته، بخشی کمی از این داستان رو به ویرایشگر دادم منتهی نظرش زیاد خوب نبود، شایدم انتظار بیشتری از من داشته قطعا داشته- منتهی متناسب با وقت میشه داستان رو پرورش داد، منم که کلا نوشتنم از نظم افتاده و همینطور علاقه خودم رو به خوندن کتاب از دست دادم. وقت نیست-  قبلا حداقل هفته ای 30 صفحه ای می نوشتم الان هیچی...ولی امیدوارم این ایده های انباشته روی کاغذ- صفحه ورد- بیان.

یه چند باری این شیطونه وسوسم کرد که این داستان های فرئی رو به صورت همیشگی داخل وبلاگ قرار بدم، اما خیلی زود پشیمون شدم. دیگه مثل گذشته نیستم که بتونم دائما بنویسم. ولی خوب چه کار میشه کرد

 دومین خبر:

در مورد سفیر کبیر هست، قبلا گفتم الان هم میگم لازمه داستان بالا نوشته بشه که از خلاصش می تونید پی به ربطش ببرید. جذابیتش شاید به سفیر نرسه اما پیچیدگی کمتری خواهد داشت و گذشته یه سری ها برملا خواهد شد که عده زیادی کنجکاوش بودن. حرف بیشتری برای این ندارم.

سومین خبر:

باید خیلی وقت پیش در این مورد اطلاع رسانی می کردم، سایت کالیمدور مدتی هست بسته شده. قطعا دوستان و طرفداران وارکرفت از این مطلب خبر دارند که منم در همون زمان لینک سایت رو به وبلاگی که مدیران برای ادامه دادن ترجمه ها و همینطور اطلاع رسانی ایجاد کرده بودند، تغییر دادم. عذاب وجدان داشتم تو این مدت که چرا اطلاع رسانی نکردم، حالا هم می تونید به این وبلاگ مراجعه کنید. امیدوارم تابستون شاهد برگشت پر قدرت بچه ها باشیم.

پنجمین خبر:

خب می بینم که داستان سمیه تموم شده، تا جایی که می دونم جلد دومی هم در کار خواهد بود و در حال نوشته شدن هستش و اینکه باید امیدوار باشیم که در آیند شاهد جلد دومش باشیم. خب این که خبر نبود، راستش دو، سه تا داستان از بچه ها دست من هست که می دونم حتما ازشون خوشتون میاد و امیدوارم تابستون شروع به قرار دادنشون کنن. البته قول گرفتیم تو وبلاگ هم باشه. این کنکور و امتحانات کلا باعث میشه بچه ها محتاط بشن و ریسک نکنن. امیدوارم تابستون منا هم بگرده و داستان چشم ققنوس به سرانجام برسه. همینطور در مورد ترجمه البته نه وبلاگ(امیدی بهش ندارم- کتاب های خوبی قراره ترجمه بشه و قرار داده بشه. امیدوارم تابستون امسال داغ باشه.

چهارمین خبر:

در مورد سایتی هست که زدم. البته الان یکی از بچه ها که می دونم کیه میگه سینا بیکار بودی سایت زدی! راستش شنیدید که میگن مفت باشه کوفت باشه، این از همون قضایا هست. البته این سایت فعلا نه آدرسی ازش میاد نه ارجاع داده میشه بهش تازمانی که بخوام داستان بدم. در ضمن بگم، این سایت برام مهم نیست بازدید کننده داشته باشه یا نه، فقط برای این زدم که دیدم وبلاگ فراسو با این همه زحمت بچه ها به خاطر رزبلاگ رنگینگش افزایش پیدا نمی کنه و مهمتر اینکه چیزی باشه که منو پابند کنه وگرنه ممکنه کلا با شرایطی که دارم برم.

 از طرفی با توجه به شرایطی که قبلا تجربه کردیم مشکلات انجمن و دردسرای اعصاب خورد کنش- قرار نیست این سایت انجمن دار بشه یا اگرم بشه مثل انجمن های دیگه آزاد باشه. قرار مثل رز محدود باشه و البته اینطوری دست من برای محدودیت هایی که میخوام و بستن راه به روی دوستانی که محدودیت ها رو دور می زنند باز باشه. گروه های خاصی می خوام بزنم فقط برای ویرایشگرها و نویسنده ها و کسانی که می خوان کمک کنن بهم جونم در میاد تو یاهو هی دنبالشون بگردم- تقریبا مثل انجمن رز بلاگ ولی امکاناتش بیشتر خواهد بود. از بچه ها می خوام انتظارات خودشون رو برام تو همین پست بنویسند. بیشتر با صفحه اصلیش کار داریم.

خب دیگه اینم از این، چقدر نوشتم. راستی اگر درخواستی دارید  یا مشکلی با نام کاربریتون دارید داخل پست ها خصوصی کنید ممنون.

فعلا



[ جمعه 12 ارديبهشت 1393 ] [ 17:52 ] [ سینا ]

[ نظرات () ]