close
تبلیغات در اینترنت
باز هم بعله

باز هم بعله

سلام

بابا عجب دوره زمونه ای شده هامتفکر

دارم از خماری هلاک میشم رگعنی استخون درد ی داره این خماری کامپیوتر که فقط با خماری سریال برابری میکنه اما از اون بدتر خماری اینترنته

الان دقیقا حس افرادی رو دارم که خماری هفت جور مواد مخدر رو همزمان میگذرونن و صداشون در نمیاد

احتمالا چون مرحوم  شدنگریهروحشان شاد

خلاصه امروز اومدیم سایت دانشگاه که وبلاگ رو آپی بکنیم و خودی نشان دهیم که یه مرتبه پیام فرماندهی دوم سینا رو میبنیم که نوشته سمیه اگه اپ نمیکنی یه خبر بده یه فکری به حال وبلاگ بکنیم

خب از اونجا که من بی نهایت دختر خوب و حرف گوش کنی هستم زود ی اومدم اینجا که اپ کنم

اول از همه یه تشکر گنده از مهرنوش عزیز که طفلی اومده خرابکاری های من رو اصلاح کرده واسم فرستاده هی من د ارم نیگا میکنم میگم نیست.نمیبینم...فایل رو دانلود کرد م رو لپ تاپ خواهر گرام نشون نمیده.بردم دانشگا ه نشون نمیده خلاصه داشتم خل میشدم که فهمیدم مشکل از ورده و من هم اکنون ورد جدید د ارم

مرد نامرئی عزیز خدمتت عارض داداشی چند روزه برگشته و حالشم خوبه 

خب بریم سر کتاب

امدتی هست که از طریق یکی از سایتها با ترجمه ی کتاب ویچر آشنا شدم

کتاب جذابی هست که احتمالا بیشترتون باهاش آشنایی دارین از اونجا که خودم دارم رو ویرایش این کتاب کار میکنم با اجازه ی دوستان معرفی کتاب رو اینجا میذارم

معرفی کتاب :

هر فصل کتاب ویچر در حقیقت داستان مجرایی از مبارزات یک ویچر داره که البته به هم دیگه هم ربط دارن مترجمان دوران اژدها اینطور این کتاب رو معرفی میکنند: داستان در مورد مردی به نام گرال هست که ویچری اهل ریویاست.ویچرها نژادی هستند که قدرتهایی مافوق بشری دارند و کارشون شکار هیولاهاست.به طور کلی این کتاب ماجراهایی که برای گرالت اتفاق میوفته رو توضیح میده.

از مزایای داستان شخصیت پردازی خوب دیالوگهای قوی و تخیل خوب نویسنده در خلق هیولاهاست.

 

 

 

دانلود 

 

و حالا دو تا کتاب دیگه که جدید نیستن اما چون در ایام بدون کامپیوتری به سر میبردم و خوندمشون معرفی میکنم

برای علاقه مندان به آرتور سی کلارک سیاره محکوم به نابودی

و برای رمان دوستان کتاب با من باش از الیزابت فیلیپس

 

با آرزوی خارج شدن دوستی که سه ساعته رفته غذا بپزه و برنگشته تو جیمیلش همه شما رو به خدا میسپارممم 

 و خودم رو به کلاس استاد

جمعه خوبی داشته باشید 

 

 



[ پنجشنبه 11 مهر 1392 ] [ 15:58 ] [ سمیه ]

[ نظرات () ]